تبليغاتX
بوی کربلا




سجده بر خاك تو شايسته بود وقت نماز               اى كه از خون جبينت به جبين آب وضوست

فضيلت و آثار و بركاتى كه براى تربت حسينى است، براى هيچ تربتى و قطعه اى از قطعات زمين نيست. خاك كربلا قطعه اى از بهشت است كه خداوند قادر متعال به واسطه ی قدردانى از يك فداكار در راه دين كه تمام هستى خود را فدا كرده، در آن خاك، بركت و فضيلت و شفا قرار داده است.


كربلايش قطعه اى از جنت است                       باب نور و باب لطف و رحمت است

اما در اينكه چرا تنها اين خاك داراى چنين ويژگيها و آثار و بركات است، بايد گفت: هر چيزى كه در اين عالم، شرافت ظاهرى و يا معنوى پيدا مى كند، يا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتى است، و يا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمى است كه به آن شرافت و بركت داده است.
در تربت كربلاى سيدالشهدا علیه السلام هر دو امر محقق شده است. زيرا خاك كربلا بنا بر رواياتى، هم شرافت ذاتى و خدا دادى دارد ، و هم امر عظيم و واقعه اى مهم در آنجا واقع گرديده كه آن شهادت حسين بن على علیه السلام و ياران وفادارش مى باشد، لذا داراى فضيلت و آثارى خاص است.
آمده است كه چون بر قبر امام حسين علیه السلام آب بستند، پس از چهل روز آب فرو نشست و اثر قبر محو گرديد. سپس يكى از اعراب بنى اسد آمد و از خاك قبضه قبضه برداشت و بوييد تا بر قبر امام  حسين علیه السلام رسيد، و چون او را مى بوسيد گريه مى كرد و مى گفت: پدر و مادرم به فدايت، چه اندازه خوشبويى كه قبر و تربت تو چنين خوشبو است، سپس شروع كرد به سرودن :

خواهند نهان سازند قبرش ز حبيبش            خوشبويى خاك قبر گرديده دليلش

آرى خاك مزار حسين علیه السلام سرمه چشم عاشقان و شيفتگانش بوده و ايشان را مجنون وار به سوى خود مى كشاند.از آنجايى كه هدف اين مقال بر شمردن آثار و بركات تربت پاك  سيدالشهدا علیه السلام است، از تفصيل در مطلب پرهيز كرده و علاقه مندان به اين مقوله را به كتابهاى مربوط ارجاع مى دهد .

1- تأثير تماس اعضاى بدن با تربت

يكى از آثار و بركات تربت سيدالشهدا علیه السلام اين است كه متبرك نمودن بدن و صورت با آن تربت شريف تأثير معنوى زيادى بر انسان خواهد گذاشت، از اين رو از بعضى بزرگان دين و امامان معصوم علیهم السلام نقل شده كه بعد از نماز، بدن و صورت خويش را با مهر كربلا متبرك مى كنند. و نيز دستور داده اند كه قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسيده و با اعضاى بدن تماس داده شود.
امام صادق علیه السلام فرموده اند :
 «خداوند متعال تربت جدم حسين  علیه السلام را شفاى هر درد، و ايمنى از هر خوفى قرار داده است؛ پس هرگاه يكى از شما خواست از آن خاك تناول كند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر ساير اعضاى بدنش تماس دهد.» (1)


2- سجده بر تربت

يكى ديگر از بركات و آثار خاك مزار امام حسين علیه السلام اين است كه سجده بر آن تربت پاك حجابهاى ظلمانى را كنار زده و در توجه حق تعالى به نمازگزار مؤثر است. امام صادق علیه السلام در اين باره مى فرمايند:
«همانا سجود بر تربت حسين علیه السلام حجابهاى هفتگانه را پاره مى كند.»(2)

لازم به ذكر است كه مراد از «حجاب» در كتاب و سنت، همان حجابهايى است كه بين بنده و خالق حايل شده و او را از شهود خداوند محجوب مى سازد كه در مرحله اول، حجابهاى ظلمانى و در مرحله دوم، حجابهاى نورانى بر طرف مى شود اما مراد از حجابهاى هفتگانه، ظاهراً حجابهاى ظلمانى است. سجده بر تربت حضرت سيدالشهداعلیه السلام اين خاصيت را دارد كه در صورت معرفت به حق حضرت و ولايت او، حجابها را دريده و راهگشاى وصول به كمالات انسانى باشد.

سجده بر خاك سركوى تو آرند خلايق                  جان فداى تو كه هم قبله و هم قبله نمايى

و اما در خصوص اينكه در ميان شيعه معمول است از خاك مقدس كربلا يعنى تربت كنار قبر سيدالشهدا علیه السلام خاك برداشته و با آن مهر درست كرده و غالباً در نماز، به آن سجده مى كنند بدين خاطر است كه خاك زمين بوده و به تمامى خاكها مى توان سجده كرد، و از طرفى خاك كربلا به لحاظ شهادت امام حسين علیه السلام و ياران باوفايش شرافت پيدا كرده است، به طورى كه اهل بيت علیهم السلام نيز به ما فرموده اند در هر نمازى كه سجده بر تربت كربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول مى كند. چنانكه حضرت صادق علیه السلام از خاك كربلا درون كيسه اى ريخته و در سجاده همراه داشتند، در هنگام نماز آن كيسه را باز مى كردند و بر آن سجده مى نمودند.


3- شفا يافتن

از جمله آثار و بركات قطعى تربت پاك سيدالشهدا علیه السلام شفا بودن آن براى دردهاو آلام انسان است. رواياتى كه دلالت بر اين امر دارند به سه دسته تقسيم مى شوند:
دسته اول: رواياتى است كه شفا بودن را براى تربتى كه از خود قبر شريف برداشته شود مخصوص كرده است، چنانكه امام صادق علیه السلام می فرمایند:
 «به درستى كه نزد سر حسين علیه السلام تربت سرخى است كه شفاى هر دردى غير از مرگ مى باشد.»(3)

دسته دوم: رواياتى است كه با تعبيرات مختلف توسعه اى از بيست ذراع تا پنج فرسخ و يا ده ميل را براى آن قائل است. چنانكه امام صادق علیه السلام می فرمایند:
 «حريم مزار حسين علیه السلام یک فرسخ از چهار جانب قبر است.»(4)

دسته سوم : رواياتى است كه به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده اند . چنانكه امام صادقعلیه السلام می فرمایند:
«خاك مزار امام حسين علیه السلام براى هر دردى شفاست.»(5)

تا شفا بخشد روان و جسم هر بيمار را                 در حريم وصل خود خاك شفا دارد حسين

و نيز امام رضا علیه السلام فرمودند:
 «خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوك، حرام است مگر گل مزار حسين  علیه السلام ، بدرستى كه در آن شفاى هر درد و امنيت از هر ترسى است.» (6)

همچتین عالم زاهد و پرهيزگار حجةالاسلام و المسلمين مرحوم حاج شيخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند:
 «من در زمان مرجعيت مرحوم آية الله آخوندى خراسانى رحمت الله علیه در نجف اشرف مشغول تحصيل بودم که مريض شدم و اين بيمارى مدتى طول كشيد و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند. پس از چندى بيمارى من به قدرى شديد شد كه اطبا از شفا يافتنم مأيوس شدند و ديگر براى معالجه ام نيامدند، و من در حال تب شديد گاهى بيهوش مى شدم و گاهى به هوش مى آمدم.
يكى از رفقا كه مرا پرستارى مى كرد شنيده بود كه عالم زاهد مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سيدالشهدا علیه السلام دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود كه قدرى از آن تربت را بدهد كه به من بخورانند تا شفا يابم. ايشان فرموده بود: من به قدر يك عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام كه بعد از مرگم در كفنم بگذارند. آن آقا ناراحت شده و گفته بود: حالا كه ما از همه جا مأيوس شده و به شما پناه آورده ايم شما هم از دادن تربت خوددارى مى كنيد!؟ اين بيمار در حال احتضار است و مى ميرد.
مرحوم آية الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بيمار سوخته و قدرى از آن تربت كه از جان خودش عزيزترش مى داشت به آن شخص داده بود. تربت را با آب مخصوصى كه وارد شده در آب حل كرده و به حلق من ريخته بودند. من كه در حال بيهوشى به سر مى بردم، ناگهان چشمان خود را باز كرده و ديدم رفقا اطراف بسترم نشسته اند، خوب دقيق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را كه به حلقم ريخته بودند برايم شرح دادند.
كم كم در خود احساس نيرو و نشاط كردم و حركتى به خود داده نشستم، ديدم نشاط بيشترى دارم برخاستم و ايستادم، و چون يقين كردم كه به بركت ترتبت مقدس امام حسين علیه السلام شفا يافتم حال خوشى پيدا كردم و به رفقا گفتم: از شما خواهش مى كنم كه از حجره بيرون برويد، چون مى خواهم زيارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بيرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى كه قابل وصف كردن نيست مشغول خواندن زيارت حضرت سيدالشهدا علیه السلام شدم » (7)

آرى، شفاى بيماران به وسيله تربت آن حضرت يكى از بركاتى است كه خداوند متعال در عوض شهادت امام حسين علیه السلام به وى عطا فرموده است.

تربتت راز شفاى همه درد است حسين             تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبيب


4- تأثير كام برداشتن اطفال با تربت
 
كام برداشتن اطفال با تربت امام حسين علیه السلام موجب ايمنى كودك مى شود چنانكه امام صادق علیه السلام می فرمایند:
 «كام فرزندانتان را با تربت حسين علیه السلام باز كنيد كه آن امان است.»(8)


5- تأثير تربت سید الشهدا علیه السلام، همراه جنازه

صاحب كتاب "مدارك الاحكام" مى نويسد: «در زمان حضرت صادق علیه السلام زن زانیه اى بود، بچه هايى كه از زنا بدنيا مى آورد در تنور مى انداخت و مى سوزانيد. وقتى كه مرد، پس از غسل و كفن او را به خاك سپردند ، اما زمين جنازه اش را بيرون انداخت. جاى ديگر او را دفن كردند باز زمين او را نپذيرفت تا سه مرتبه، آنگاه مادرش به امام صادق علیه السلام متمسك شد: اى پسر پيغمبر به فريادم برس.
فرمودند: كارش چه بود؟ عرض كرد زنا و سوزاندن بچه هاى حرامزاده. فرمودند: هيچ مخلوقى حق ندارد مخلوقى را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض كرد حالا چه كنم؟ فرمودند: مقدارى از تربت حسين علیه السلام با او در قبر بگذاريد. تربت حسين علیه السلام امان است. همراهش گذاشتند زمين او را پذيرفت.»

در توقيع مبارك حضرت حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف نيز اذن داده شده است. يكى از شيعيان به حضرت در زمان غيبت صغرى توسط نايب خاص ایشان مى نويسد :
« آيا جايز است ما تربت حسين علیه السلام را با ميت در قبر بگذاريم، يا با تربت حسين روى كفن بنويسيم؟
حضرت در پاسخ مرقوم مى فرمايند: هر دو كار پسنديده است. البته بايد رعايت احترام تربت بشود. مهر يا تربت، مقابل يا زير صورت ميت باشد، بلكه به بركت خاك قبر حسين علیه السلام قبر ميت محل امنى از هر بلا و آفت و عذابى گردد.»(9)


6- تسبيح تربت

از حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف روايت شده كه فرمودند:
 «هر كس تسبيح تربت امام حسين علیه السلام را در دست گيرد و ذكر را فراموش كند، ثواب ذكر براى او نوشته مى شود.» (10)

و امام صادق فرمودند:
 «يك  استغفار كه با تسبيح تربت حسين علیه السلام گفته شود برابر است با هفتاد ذكر كه با چيز ديگر گفته شود.»(11)

-----------------------------------------------------------------------

1- بحارالانوار,ج98 ص119 1
2- بحارالانوار,ج98 ص135 2
3- بحارالانوار,ج98 ص125 3
4- بحارالانوار,ج98 ص114 4
5- بحارالانوار,ج98 ص120 5
6- بحارالانوار,ج98 ص130 6
7- نقل از كتاب سيد الشهدا عليه السلام ،آيت الله دستغيب , ص 1667
8- بحارالانوار,ج98 ص124 8
9- بحارالانوار,ج53 ص1659
10- بحارالانوار,ج82 ص34010
11- بحارالانوار,ج82 ص334 11

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم آبان 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی |





آنان که به دنبال ردپایی از انبیای الهی علیهم السلام  در کربلایند این مقاله را دنبال کنند . 
چه کسانی برای اولین بار قاتلان سید الشهدا   علیه السلام  را مورد لعن خود قرار داده اند؟
براستی مجوز این سنت به وسیله چه کسی صادر شده است؟
این ها تنها بخشی از مطالبی است که در این مقاله موجود است...


َ حضرت آدم علیه السلام در کربلا

هنگامی که حضرت آدم علیه السلام به زمین فرستاده شد، میان او و همسرش “حوا” جدایی افتاد. آدم برای یافتن همسرش، به جست‌وجو پرداخت. در میانه راه، گذارش به کربلا افتاد. پس بی‌اختیار، اشک از چشمانش جاری شد و ابری از غم، دلش را تسخیر کرد. سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! آیا دیگربار، دچار معصیتی شده‌ام که این حال به من دست داده است؟
خطاب رسید : “ای آدم! گناهی از تو سر نزده است، بلکه در این سرزمین، فرزند تو ـ حسین علیه السلام ـ را با ستم، به قتل می‌رسانند”
عرض کرد: خدایا حسین کیست؟ آیا از پیامبران است؟
ندا آمد: “نه، پیامبر نیست، ولی فرزند پیامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است.”
عرض کرد: خدایا! قاتل او کیست؟
خطاب آمد: “نامش یزید است که ملعون آسمان‌ها و زمین‌ است.”
در این هنگام، به جبرئیل رو کرد و گفت: درباره قاتل حسین علیه السلام چه باید کرد؟
جبرئیل گفت: “باید او را لعن کرد”.
آدم علیه السلام چهار بار یزید را لعن کرد و راه خود را در پیش گرفت و از سرزمین کربلا خارج شد.(1)


 کشتی نوح در کربلا

عجله کنید: “همه سوار بر کشتی شوید. کودکان را فراموش نکنید. عذاب خداوند نازل شده است” این کلامی بود که حضرت نوح علیه السلام به قوم خود می‌گفت : از آسمان و زمین آب فوران می‌کرد. وزش باد شدید نیز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان کرده بود. همه بر کشتی سوار شدند و کشتی بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد. مدتی در راه بود که ناگهان از حرکت ایستاد. نوح علیه السلام، مضطرب و نگران گفت: خدایا! چه شده است؛ چرا کشتی حرکت نمی‌کند؟
ناگهان ندا آمد: “ای نبی‌الله! این‌جا، سرزمینی است که فرزند زاده خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و پسر اشرف اولیا کشته می‌شود.”
نوح علیه السلام پرسید: قاتل او کیست؟
ندا آمد: “قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمین است.” نوح علیه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن کرد تا سرانجام کشتی به راه افتاد و از غرق شدن نجات پیدا کرد.(2)



 عبور حضرت ابراهیم از قتل‌گاه

ابراهیم علیه السلام به سرزمین کربلا رسید. آرام آرام با مرکبش می‌گذشت که ناگهان به گودال قتل‌گاه رسید و اسب، او را به زمین زد. ابراهیم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض کرد: خدایا! از من، چه خطایی سر زده است که به این بلا دچار شدم؟
جبرئیل نازل شد و عرض کرد: “ای ابراهیم! از تو گناهی سر نزده است. در این سرزمین، فرزند آخرین فرستاده خدا، ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل می‌رسانند.” ابراهیم علیه السلام پرسید قاتل او کیست؟
جبرئیل گفت: “قاتل او، ملعون آسمان‌ها و زمین است که قلم، بر روح اعظم، لعن او را نگاشته است.” در این هنگام، ابراهیم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت، لعن و نفرین کرد.(3)



 باد و سلیمان علیه السلام

سلیمان علیه السلام بر بساط خود، در آسمان در حال حرکت بود. ناگهان، باد به جنب‌و جوش افتاد و بساط سلیمان از کنترل وی خارج شد. سلیمان علیه السلام تعجب کرد و وحشت و اضطرابی عجیب، سراپای او را فرا گرفت.
پرسید: چه شده است؟
باد جواب داد: ما به قتل‌گاه حسین علیه السلام رسیده‌ایم.
سلیمان پرسید: حسین علیه السلام کیست؟
باد گفت: او فرزند علی بن ابی‌طالب و دختر خاتم ‌الانبیا ـ محمد مصطفی ـ است که در این سرزمین، به دست قومی جفاکار به قتل می‌رسد.
سلیمان پرسید: نام قاتلش کیست؟
پاسخ داد: او ملعون زمین و آسمان‌ها است.
در این هنگام، سلیمان دست به آسمان برداشت و یزید را لعن کرد. باد به خود آمد و بساط سلیمان را برداشت و از زمین کربلا دور کرد.(4)



 موسی و کربلا

موسی علیه السلام با “یوشع‌ ابن نون” در راه بودند که ناگهان، نعلین موسی علیه السلام پاره شد و خاری در پایش فرو رفت و خون از آن جاری شد. موسی رو به آسمان گفت: خدایا! مگر از من گناهی سر زده است که به چنین کیفری، در دنیا مبتلا می‌شوم؟
خطاب رسید: “ای موسی! نام این سرزمین کربلا است و در همین سرزمین، خون حسین علیه السلام ریخته می‌شود و به دست قومی جفاکار به قتل می‌رسد.”
موسی گفت: خدایا! حسین کیست؟
خطاب آمد: “او فرزند محمد مصطفی، آخرین فرستاده من، است.”
عرض کرد: قاتل او کیست؟ فرمود: “کسی است که ماهیان دریا و وحشیان صحرا و پرندگان هوا نیز او را لعن می‌کنند.”
موسی علیه السلام نیز رو به آسمان کرد و قاتلان حسین علیه السلام را لعن و نفرین کرد و با یوشع از زمین کربلا گذشت.(5)



 عیسی علیه السلام و کربلا

عیسی علیه السلام که در جمع حواریان بود و از سرزمین کربلا می‌گذشت، پس از شنیدن خبر قرار گرفتن شیری بر سر راه عابران، جلو آمد و رو به شیر گفت: چرا در این راه نشسته‌ای و مانع رفت و آمد عابران هستی؟
حیوان به زبان آمد و گفت: یا نبی‌الله! نمی‌گذاریم از این‌جا بگذری، مگر آن که بر یزید، قاتل حسین، لعن کنی.
عیسی علیه السلام پرسید: قاتل او کیست؟
شیر گفت: ملعون چرندگان و پرندگان و درندگان بیابان‌ها است، به ویژه در ایام عاشورا.
عیسی علیه السلام به همراه حواریان دست به آسمان برداشت و یزید و قاتلان امام حسین علیه السلام را لعن کرد. آن‌گاه شیر از سر راه کنار رفت و آنان از آن سرزمین گذشتند.(6)

________________________________________


1. علاّمه مجلسی، بحارالانوار، ج10، ص 156.
2. همان، ص 158.
3. همان.
4. همان، ص 157.
5. همان، ص 156.

6. همان، ص 157

http://www.karbobala.com

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی





 شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در پي اهانت آشکار به ساحت مقدس قرآن مجيد با صدور اطلاعيه‌اي؛ ضمن فراخوان عمومي از امت بزرگ اسلام و همه مسلمانان و آزادگان جهان خواست پس از اقامه نماز جمعه اين هفته امواج خروشان و طوفان خشم و انزجار و نفرت خود را از اين اقدام جنون‌آميز و کينه‌توزانه به جهانيان نشان دهند و وحدت و اتحاد و انسجام امت رسول‌الله را در آزموني ديگر به نمايش گذارند.

 در اين اطلاعيه آمده است:جهان اسلام امروز آکنده از خشم و نفرت نسبت به اقدام مشمئزکننده و جنون‌آميز اهانت به قرآن مجيد از سوي صهيونيسم بين‌الملل و استکبار پليد آمريکايي است. ميليون‌ها آزاده جهان اين روزها از داغ چنين جنايتي هولناک و جسارتي بزرگ و بي‌شرمانه به پايگاه رفيع دين مبين اسلام که اهانت به همه اديان ابراهيمي و ارزش‌هاي الهي و شرافت و کرامت انساني است در سوز و گدازند و صبر تمامي مسلمانان و عالم از اين حرکت برنامه‌ريزي شده و نابخردانه و سناريوي پليد از قبل طراحي شده به سر آمده و امواج خروشان و طوفان احساسات پاک و اراده‌هاي راسخ برخاسته از قدرت ايمان مسلمانان به خروش آمده است.

امت بزرگ اسلام!

دشمنان قسم خورده و زبون و درمانده اسلام که در مقابل زبان منطق و کلام حقيقت و تفکر نوراني قرآن کريم، به استيصال رسيده‌اند به بهانه سالگرد واقعه مشکوک و سؤال برانگيز يازدهم سپتامبر به و اقدامي توهين‌آميز عليه بيش از يک و نيم ميليارد مسلمان دست زده‌اند که اين خود؛ نشانه‌اي گويا از روند رو به زوال و انحطاط شيطان بزرگ و تکميل حلقه‌اي ديگر از زنجيره ننگين استکبار است که با جنايت سلمان رشدي مرتد آغاز و با حمايت‌هاي بي‌دريغ و همه جانبه ائمه‌الکفر به سرکردگي آمريکاي جهانخوار و ام‌الفساد قرن اسرائيل غاصب جنايتکار و عمال آن در سطح منطقه و جهان ادامه يافته است.

اين حرکت بي‌شرمانه و نمايش ديوانه‌وار که از سوي چند عروسک‌گردان و مزدور بي‌جيره و مواجب صهيونيست بين‌الملل به نمايش درآمده، جسارتي بي‌شرمانه در اهانت به ساحت مقدس قرآن مجيد بوده که عملاً در راستاي حرکت ضد اسلامي و ددمنشانه نظام سلطه بين‌المللي به منظور تکميل پروژه اسلام‌هراسي و اسلام‌ستيزي در سطح منطقه و جهان است که به دنبال ايجاد جنگ مذهبي و به انحراف کشاندن افکار عمومي مسلمانان از مسائل، تحولات و مشکلات دنياي اسلام و خاور ميانه شکل مي‌گيرد.

اين گونه حملات ديوانه‌وار و اقدامات خفت‌بار هر چند به فرموده مقام معظم رهبري «مدظله‌العالي» با همه تلخي خود پيش از هر چيز نشانه‌اي گويا و حامل بشارتي بزرگ براي جهان اسلام است که «خورشيد پرفروغ قرآن روز به روز بلندتر و درخشنده‌تر خواهد شد»؛ اما نشانگر آن است که آنچه امروز آماج حملات پي در پي استکبار جهاني است، اصل اسلام عزيز و قرآن مجيد و هر آنچه که نشاني از اسلام و مسلماني دارد، است.

اينک جهان اسلام و امت بزرگ اسلامي در برابر آزموني بزرگ و اداي وظيفه‌اي سنگين قرار گرفته است. مقابله با توطئه شوم و نقشه پليد دشمنان قسم خورده اسلام که بايستي با مرور آموزه‌هاي والاي قرآن کريم و پيروي از سيره و سنت پيامبر اعظم «صلي الله عليه و آله و سلم» و حفظ بيداري، آگاهي و هوشياري بيش از پيش در تبعيت از احکام و آموزه‌هاي نوراني دين مبين اسلام اين توطئه بزرگ را خنثي سازند.

شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي در پايان اين فراخوان بار ديگر اين اقدام وقيحانه و ذلت‌بار را به امت بزرگ اسلامي تسليت و تعزيت گفته، از عموم مسلمانان و آزادگان جهان به ويژه ملت آگاه و هميشه در صحنه‌ي ايران اسلامي مي‌خواهد پس از اقامه نماز جمعه اين هفته با برگزاري تظاهرات اعتراض‌آميز عليه اهانت به ساحت قدسي قرآن کريم، در صفوفي متحد و يکپارچه ضمن محکوم کردن اقدامات دين ستيزانه عوامل صهيونيستي، شناسايي و مجازات عوامل اصلي را که مطالبه همه مسلمانان جهان از دولت آمريکا و سياستمداران آن است، خواستار شوند.

 


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی |





آیا تا کنون اندیشیده ای که چرا به سائل نه آن گونه می نگرند که به زائر؟

هرچند ما همه به درگاه اهل بیت (ع) گدائیم و سائل و به آن میبالیم اما زائر بودن خیلی بهتر است

حال این مقام را به حال خود قیاس کن!

اگر کسی به گدایی بر آستانت بنشیند شاید جوابش را ندهی یا از کس دیگری بخواهی که جوابش را بدهد و یا به جای دیگری حواله اش دهی

اما آیا ممکن است آن کس را به که قصد زیارت و دیدن تو به خانه ات آمده بی پاسخ گذاری؟ یا به اندک مالی دلش را خوش کنی؟

هرگز!

تنها راه این است که خودت در کنارش بنشینی و از او دلجویی کنی

پس هر آن زمان که به زیارت رفتی بدان که صاحب مرقد (ع) تو را میبیند در کنار توست و از تو دلجویی خواهد کرد

غفلت مکن!

تو خود در زیارت جامعه کبیره اینگونه می خوانی:

من زائر شما هستم!

اهل بیت (ع) نیز تو را زائر دانسته اند و فرموده اند:

هر که ما را بعد از رحلتمان زیارت کند مانند این است که ما را در دوران حیاتمان زیارت کرده است

و مردم نیز کسی که به عتبات عالیات رحل سفر بندد را زائر می دانند

ای سائل! از زیارت غافل مباش!

 


+ نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی





هر آن زمان که آدمی بتواند با آفریدگار خود خلوت نموده و سفره رازهای نهان خود را بگشاید میهمان زیباترین لحظات زندگی خویش گشته است

انسان هنگام حضور در جوار مرقد اولیائ الهی قدم در فضائی سرشار از معنویت و جوی ملکوتی گذارده و بیش از پیش به خدای خویش نزدیک شد است چرا که در مکانی تنفس می کند که فرشتگان الهی حضور دارند و در مقامی اشک میریزد و درد دل می کند که برگزیدگان درگاه حضرت حق به زیارت آمده و به این سیره و سنت عمل کرده اند.

زائر در این مکان از روح قدسی صاحب مرقد(ع) مدد می جوید و از انوار وجودش کسب فیض می کند تا روح خود را پاک کند و خانه قلبش را بیاراید

آری

زیارت تدارک مبارزه و مجادله با نفس سرکش است و مقدمه صعود به غایت لقائ خداوند

زیارت شوق وصال یار است و شور صحبت دلدار

زیات قیام پاکی هاست و نبرد قلب سلیم در برابر تمام زشتی ها و تاریکی ها

زیارت تمسک به صاحبان هدایت و راهیان و سیر و سلوکی است برای رسیدن به اوج کمال انسان و این پیمانی است دوباره بر پیروی از رهبران راستین هدایت و مشعل های فروزان هستی

زیارت پیوند عاشق و معشوق است و گاه وصال دلداده و دلدار

زیارت حفظ نشانه هاست

تعظیم شعائر دین و مذهب است

و چه عظیم و عزیز است توفیق زیارت

باید که به این سروش جاودانگی گوش جان سپرد

                                                

 


+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مرداد 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی





شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر منِ درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان

کمتر از ذره نئی، پست مشو، مهر بورز
تا بخلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله ، سحر می گفتم
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان
گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

« حافظ »


+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی





مردي كنار رود زانو زد، چه مردي

مردي شبيه دست خالي برنگردي

 

خورشيد، در راز نگاهش خواب مي رفت

در چشم هايش آبروي آب مي رفت

 

مردي كه يك دريا تنفر دارد از آب

انگار چشمانش دلي پر دارد از آب

 

هي آب ميديد و به دريا اخم مي كرد

تصوير دريا را نگاهش زخم مي كرد

 

هي آب مي ديد ، از نگاهش اشك مي ريخت

آرام دريـا را درون مشك مي ريخت

 

در خاطرش تا كودكان را فرض مي كرد

دست تمام موج ها را قرض مي كرد

 

چشم تمام آسمان ها ميخ آب است

اين لحظه اي حساس در تاريخ آب است

 

حالا جهان برگشته و ديدش به مشك است

حتا خدا هم چشم اميدش به مشك است

 

سوغاتي يك ايل را بر دوش مي برد

اين بار موسا نيل را بر دوش مي برد

 

اما چه سود اين دشت اسير بوف كور است

انگار چشم ساكنان كوفه كور است

 

آدم نماهايي كه ذاتن خوك بودند

از اول تاريخ هم مشكوك بودند

 

از نحسي تصويرشان فرياد و دادا

يك گوشه كز كردند تا روز مبادا

 

اصلاً نمي فهمند او ناموس درياست

افتادن دستان او كابوس درياست

 

 بي دست شد خود را به هر راه و دري زد

با التماس از مشك مي خواهد نريزد

 

 با تير بعدي آبروي مشك مي ريخت

آوارهاي مرد روي مشك مي ريخت

 

مردي كنار رود،جاري شد، چه مردي

مردي شبيه دست خالي بر نگردی

                                       عظیم زارع


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم تیر 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی





 

   

  ایا تا کنون دیده ای؟

  آسمان را بر زمین

  خورشید را بر خاک

  بهشت را در آتش

  آیا تا به حال شنیده ای؟

  جانسزترین وداع

  غم انگیزترین غروب 

  تنهاترین سردار

  آیا تا به این لحظه بود ای؟

  در میان کاروانی که در خون نشست

  خیمه گاهی که در آتش م سوخت و گودالی که معراج آسمانی ترین مرد شد

  اکنون فرود آی

  بر این سرزمین برآستان این حرم

  قدمهایت را آهسته بردار

  چشم از رایت سرخ حرم بر مگیر

  چند پله ای به زیر بیا

  قدم در صحن آسمان بگذار

 

  آری

  این است بهشت

  سلام بربهشت

  سلام بر ضریح شش گوشه

  سلام بر کبوتران وفا

  سلام بر مرد آسمان

  سلام بر حبیب   بر مسلم    بر عون و جعفر

  سلام بر یاوران حسین

  وسلام بر حسین

                             السلام علیک یا اباعبدالله

 


+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی





اسلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله اخرالعهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولادالحسین و علی اصحاب الحسین


+ نوشته شده در جمعه یازدهم تیر 1389 | ساعت | توسط مهسا موسوی